

میگذره کی این روزا یه نفسی تازه کنم
بگو بقیه برن باشی فقط مال خودم
آب شده یخایِ این دریاچه قوها اومدن
من واسه دیدنت از اونور کوها اومدم
-یادگاریاتو بردی
چشای خونم ازت موند
چرا آخرش سیاه شد
چیزی که نور از اول بود
همه ساعت ها وایمیستاد
بغلت تو بغلم بود
منه آواره ی دنیا
بدن تو وطنم بود
وطنم بود
وطنم بود
وطنم بود
-جاده بارونیه بوی هیزم سوخته میاد
تو خودم غرق شدم و چشم به در دوخته بیای
نمیخوام باور کنم تن تورو کسی دیده
بغلت تو بغلم بود
منه آواره ی دنیا
بدن تو وطنم بود
وطنم بود
وطنم بود
وطنم بود
-جاده بارونیه بوی هیزم سوخته میاد
تو خودم غرق شدم و چشم به در دوخته بیای
نمیخوام باور کنم تن تورو کسی دیده
من توی خوابم شبا با تو به این خونه میام
-یادگاریاتو بردی
چشای خونم ازت موند
چرا آخرش سیاه شد
چیزی که نور از اول بود
همه ساعت ها وایمیستاد
بغلت تو بغلم بود
منه آواره ی دنیا
بدن تو وطنم بود
وطنم بود
وطنم بود
وطنم بود