

Song
·
5 mins 15 secs
·
2012
من یه گلایلم که تو این سرزمین شوم
راهم به قبر و سنگِ گرانیت می رسه
هر روز به قتل می رسم و شعر من فقط
به انتشاره شعله ی کبریت می رسه
-دردم هزار ساله مثِ درده حافظه
درمونشم همونیه که کشفِ رازیه
نسلی که سرسپرده ی عصر حجر شده
به ساقیای ارمنیه پیر راضیه
-وقتی که زندگی یه تئاتره مزخرفه
تنها به جرعه های فراموشی دلخوشم
راسکول نیکف یه پیره زنو شقه کرد و من
با اون تبر فرشته ی الهامو می کُشم
-هی مست می کنم مثِ یه بطری شراب
که وقتی پاش بیفته یه کوکتل مولوتوفه
یه مجرمه فراری شدم که تو زندگیش
درگیر یه گریزه بدونِ توقفه
-وقتی که زندگی یه تئاتره مزخرفه
تنها به جرعه های فراموشی دلخوشم
راسکول نیکف یه پیره زنو شقه کرد و من
با اون تبر فرشته ی الهامو می کُشم
-هی مست می کنم مثِ یه بطری شراب
که وقتی پاش بیفته یه کوکتل مولوتوفه
یه مجرمه فراری شدم که تو زندگیش
درگیر یه گریزه بدونِ توقفه
-هی مست می کنم مثِ یه بطری شراب
که وقتی پاش بیفته یه کوکتل مولوتوفه
یه مجرمه فراری شدم که تو زندگیش
درگیر یه گریزه بدونِ توقفه
-فرقی نداره جاده ی چالوس و راهِ قم
من مستی ام که خوش داره رانندگی کنه
یه ماهی که تو آکواریوم زار می زنه
تا توی اشک های خودش زندگی کنه
-باید تلوتلو بخوری این زمونه رو
وقتی که مست نیستی به بن بست می رسی
تو مستی آدما دوباره مهربون می شن
حتی برادرای توی ایست بازرسی
-می خندن و به دستِ تو دستبند می زنن
راهو برای بردن تو باز می کنن
تو دام مورچه ها به سلیمان بدل می شی
قالیچه ها بدون تو پرواز می کنن
-این بار چندمه که به یه جرم مشترک
هشتاد تا ضربه پشتتو هاشور می زنه
برگرد خونه حتی اگه با خبر باشی
تنها دل خودت واسه تو شور می زنه
-تو یه گلایلی و تو این سرزمین شوم
راهت به قبر و سنگِ گرانیت می رسه
هر روز به قتل می رسی و شعر تو فقط
به انتشاره شعله ی کبریت می رسه
-هی مست می کنی مثِ یه بطری شراب
که وقتی پاش بیفته یه کوکتل مولوتوفه
یه مجرمه فراری شدی که تو زندگیش
درگیر یه گریزه بدونِ توقفه
-هی مست می کنی مثِ یه بطری شراب
که وقتی پاش بیفته یه کوکتل مولوتوفه
یه مجرمه فراری شدی که تو زندگیش
درگیر یه گریزه بدونِ توقفه